محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

279

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

سلامت و كرامت بشريت است يا براى ترساندن و تهديد ملتهايى كه در برابر ستم گردن‌كشان و مستعمران سر خم فرونمىآورند . ( اصطفى اللّه تعالى منهجه ) خداوند اسلام را راه خوشنودى خويش ساخته است . ( و بيّن حججه ) راه شناخت حلال و حرام خدا نيز روشن است . ( من ظاهر علم ) احكام دين از كتاب و سنت به دست مىآيد . ( و باطن حكم ) عقل از راه كاوش به لوازم احكام پى مىبرد . ( لا تفنى غرائبه ، و لا تنقضي عجائبه ) ضمير غائب در اين بند ، به قرآن بازمىگردد . چه اين‌كه در خطبه ديگرى آمده است : « ظاهر قرآن زيبا و باطنش ژرف است و شگفتىهايش پايان‌ناپذير و امور شگرف آن پايان‌نيافتنى است . » « 1 » عظمت قرآن ، پايان‌پذيرفتنى نيست . زيرا شريعت آن براى هر زمان و مكانى مناسب است . از اين‌روى ، محمد صلّى اللّه عليه و إله خاتم پيامبران و اسلام آخرين دين آسمانى است . ( فيه مرابيع النّعم ) امتى كه در پرتو قرآن و تعاليم‌اش گام برمىدارد ، زندگى پاك و كريمانه‌اى خواهد داشت . گواه آن ، جامعه عرب است كه با پيروى از اسلام و قرآن از اوج خوارى به بزرگى و پادشاهى نائل آمدند و چون از اسلام و قرآن دست كشيدند ، قدرت‌شان فرو خفت . ( و مصابيح الظّلم ) قرآن به راه راست هدايت مىكند . ( لا تفتح الخيرات إلّا بمفاتيحه ) زندگى جز با آموزه‌هاى قرآن استوار نمىشود . ( و لا تكشف الظّلمات إلّا بمصابيحه ) مشكلات زندگى تنها در پرتو جهاد و عمل صالح و ديگر آموزه‌هاى قرآن حل مىشود . ( قد أحمى حماه ) خداوند همه موانع پيشرفت را حرام ساخته است . ( و أرعى مرعاه ) و

--> ( 1 ) . نهج البلاغه : خطبه 18 .